الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
45
تفسير مجمع البيان (فارسى)
تسخير خدا آن را براى بندگانش پس آن را ميخواباند و بر آن سوار مىشود آن گاه بلند مىشود ، و در غير آن از چهار پايان نيازى بخوابانيدن آن نيست و بر هيچ كدام آن چيزى حمل نميشود مگر آنكه آن حيوان ايستاده است ، پس خداوند اين آيه را بايشان ارائه داد تا بسبب آن استدلال كنند بر توحيد خدا . از حسن سؤال از اين آيه شد و به او گفتند فيل كه بزرگتر از شتر است در شگفتى ، چرا خدا نفرمود أ فلا ينظرون الى الفيل كيف خلقت ؟ گفت امّا فيل پس از خاطر و ذهن عرب دور است و معهود به آن نيست و پس از فيل خوك است كه عرب سوار بر آن نميشود و گوشتش را نميخورد ، و شيرش را نميدوشد ، ولى شتر از بهترين مال عرب و نفيسترين چيزهاست نزد ايشان ، هسته خرما مىخورد و بچه مىآورد و شير ميدهد ، و يك كودكى افسار او را گرفته و به آن بزرگى جثه و هيكلش هر جا كه خواهد او را ميبرد ، و حكايت شده كه موشى افسار شترى را گرفته و آن را هدايت مينمود و ميكشيد تا موش داخل سوراخش شده و افسار را كشيد و شتر خوابيد و دهانش را نزديك سوراخ موش گذارد « 1 » ( وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ ) يعنى چگونه خداوند آن را بالاى زمين افراشته و ميان اينها اين فضاء و هوايى كه قوام زندگى خلق به آنست قرار
--> ( 1 ) - و با زبان حال ميگفت اى ميزبان عزيز من بدعوت و راهنمايى تو در منزل تو آمدم ولى چكنم كه منزلت محقّر و گنجايش ميهمان بزرگى چون مرا ندارد ، اى موش عزيز مگر نشنيدهاى كه گفتهاند : يا نكن با فيل بانان دوستى * يا بنا كن خانهاى در خورد فيل ( مترجم )